نگاهی به یک حرکت بی نظیر

امام در تلگراف اعتراضیه خود به شاه ، در تاریخ 15 آبان 1341 ، تصویبنامة کذائی را خائنانه ، غلط ، نقشة شوم دشمنان اسلام و ملت ایران ، جسارت به ساحت مقدس قرآن ، ذنب لایغفر ، ومستوجب توبه و استغفار دولت شمرد ؛ و در همان روز طی تلگراف پرخاشگرانة دیگری به علم هشدار داد : “ به شما نصیحت می کنم که به اطاعت خداوند متعال گردن نهید ، و از عواقب وخیمة تخلف از قرآن و احکام علمای ملت و زعمای مسلمین بترسید ؛ و بدون موجب ، مملکت رابه خطر نیاندازید ؛ و الا علمای اسلام دربارة شما از اظهار عقیده خودداری نخواهند کرد.”2    
پاسخهای اهانت آمیز و بی منطق شاه و دولت که از همان ارزیابی غلط و قدرت نمائی سنتی دربار و استکبار ناشی می شد ، آتش خشم مراجع تقلید و علما و توده های وسیع مردم متدین را که به حمایت از اسلام و روحانیت برخاسته بودند ، شعله ور کرد ، و به گسترش و تعمیق بیشتر مبارزه و نهضت کمک نمود. 
دربار، که توسط ساواک ، منبع اصلی اعتراض و مخالفت را شناسائی کرده بود ، با یک توطئة حساب شده ، خواست حساب دیگر علما را از امام جدا نموده و آنها را با عناوین و وعده و وعیدهای فریبنده ارضا کند و امام را منزوی سازد. 
این توطئه نیز با افشاگری و روشنگری امام خنثی شد ؛ و فرصتی دیگر به دست داد که رهبر نهضت ،مردم را از مطالبی که تا آن زمان ناگفته مانده بود ، آگاه سازد. 
حضرت امام در پاسخ استفتای اصناف شهرستان قم در مورد تلگراف جوابیه و مصاحبة دولت نوشت : “ اینجانب حسب وظیفة شرعی به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می کنم. قرآن 
1.   رجوع شود به نهضت امام خمینی ، نوشته سید حمید روحانی ، ج1، صفحة 149. 
2.   همان مأخذ ، صفحة 158. 
کریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملکت و تمام  اقتصاد آن در معرض قبضة صهیونیسم است. و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین ، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه می کنند ؛ و ملت مسلمان را از هستی در تمام شئون ، ساقط می نمایند. ”. 
امام در این جوابیه تأکید کردند :“ اگر کسی سکوت کند ، در پیشگاه خداوند قاهر مسئول ، و در این عالم محکوم به زوال است.” 
با این تحلیل بی سابقه ، هنوز چند روزی از آغاز نهضت نگذشته بود ، که امام بااستفاده از فرصتهای بدست آمده ، مبارزه با رژیم حاکم و سلطة بیگانه را به مرحلة نوین سیاسی ـ مذهبی وارد نمود ؛ و برای اولین بار در تاریخ مرجعیت شیعه ، پای همة ملت را به میدان مبارزه کشانید ؛ و به مسلمانان جهان هشدار داد ؛ و خطر صهیونیزم را که در پشت سلطة آمریکا قرار داشت ،متذکر شد ؛ و از غارت اقتصاد ملی و سقوط ملت ، و مسئولیت سکوت در برابر خداوند قاهر ، و زوال حتمی ملت ساکت ، سخن به میان آورد. 
نخستین پیروزی نهضت 
نهضت ، لحظه به لحظه گسترش می یافت ؛ و روز به روز عمیقتر می شد و محتوا و هدف و آرمان تازه ای می یافت ؛ و مبارزه ، پیچیده تر ، و روحانیت ـ و در رأس آن حضرت امام خمینی ـ به پیروزیهای جدیدتری دست می یافتند ؛ و عقب نشینی های فضا حت بار دولت ، قدم به قدم ، وحشت موهوم را از دل ملت می زدود ، و بارقة امید در دلهایشان بوجود می آورد ، و بر آگاهیشان ،و آمادگیشان برای یک قیام اسلامی می افزود. 
دولت علم در تاریخ هفتم آذرماه 1341 تصمیم گرفت با یک مانور سیاسی ،نهضت را به بن بست بکشاند ، و مبارزة رو به گسترش علما و مردم را عملا پایان یافته اعلام کند ؛ و در این راستا پس از یک نشست چند ساعتة هیئت دولت ، رژیم ، لغو تصویبنامه را اعلام ، و شبانه طی چند تلگراف ، علما و مراجع قم را از تصمیم دولت آگاه نمود. 
این بار نیز امام هشیارانه توطئة دربار را خنثی نمود ؛ و هر گونه عکس العمل و اظهار نظر را موکول به اعلام لغو تصویبنامه در رسانه های گروهی نمود ؛ و این موضعگیری در حالی از طرف امام اتخاذ گردید ، که اعلامیه هائی از طرف بعضی از علما مبنی بر خاتمه یافتن غائله ، بر درو دیوار الصاق شده بود. 
فردای آن روز ( دهم دی ماه 1341 ) ،جرائد عصر تهران با تیتر درشت ، غیر قابل اجرا بودن تصویبنامه را از طرف دولت اعلام نمودند. 
ولی رهبر نهضت بجای اعلام ختم مبارزه ـ آنگونه که برخی از ساده اندیشان تصور می کردند ـ در نشستی با علما و مراجع قم از آنان خواست که برای بر کناری علم به جرم اهانت به اسلام و قرآن اقدام نمایند ؛ ولی این پیشنهاد مورد اجابت قرار نگرفت ؛ و امام یک تنه مسئولیت تداوم مبارزه را بر عهده گرفت ؛ و طی اعلامیة کوتاهی ضمن قدردانی از احساسات پاک و عواطف مسلمانی که در مبارزة پیروزمند شرکت نمودند ، خطاب به ملت مسلمان فرمودند : “ قیام عمومی دینی شما موجب عبرت برای اجانب گردید. لکن لازم است متذکر شوم که مسلمین باید بیش از پیش بیدار و هوشیار بوده و مراقب اوضاع خود و مصالح اسلام باشند ؛ و صفوف خود را فشرده تر کنند ، که اگر خدای نخواسته دستهای ناپاکی به سوی مقدسات آنها دراز شود ، قطع کنند. ”1  
سخنرانی تاریخی امام در یازدهم آذر ماه 1341 به مناسبت آغاز سال تحصیلی حوزه ، توهم هر گونه آتش بس را بین رژیم شاه و روحانیت مبارز از میان برد ؛ و امام در این سخنرانی حرکت آفرین به شرح نقش مرجعیت شیعه در پاسداری از حریم شریعت اسلام و استقلال کشورهای اسلامی پرداخت ؛ و با اشاره به موضعگیری سیاسی مرحوم میرزای بزرگ شیرازی در جریان شکستن ستون فقرات استعمار انگلیس ، و نیز نقش مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی در کسب استقلال عراق فرمود: 
“ استقلال تمام کشورهای اسلامی مرهون این طائفه است. اینها هستند که تا به حال از استقلال کشورهای اسلامی دفاع کرده و می کنند. اسلام برا ی آنان تکلیف قیام معین کرده است ؛ چنانچه قیام اخیر علما یک قیام قرآنی و دینی بود ؛ و حسب وظیفة اسلامی به این قیام و اقدام دست زدند.”. 
“ شما خلع سلاح کنید و سر نیزه  را از سر مردم بردارید تا ببینیم که ملت با کیست ؟ و چه کسی از پشتیبانی توده ها برخوردار است؟ ” . 
“ روحانی می گوید  : دولتها باید در خدمت ملت باشند ؛ به وضع مردم رسیدگی کنند ؛ تا دل مردم را به دست آورند؛ در غیر این صورت همین وضع است که می بینید. مردم منتظرند که کی باشد اینها از بین بروند ! دست آورد نخستین گام قیام و مبارزة امام با رژیم وابستة شاه را می توان در چند مورد زیر خلاصه نمود : 

جواب سئوال 13 
1.   گسترش بیداری و آگاهی در میان قشرهای وسیعی از مردم مسلمان در زمینة مسائل سیاسی کشور. 
2.   افشاگری و نمایاندن ماهیت رژیم ضد اسلامی شاه. 
3.   توجه دادن مردم به خطرهای ناشی از وابستگی رژیم به قدرتهای جهانخوار. 
4.   هشدار در زمینة خطر پنهانی صهیونیسم. 
5.   ایجاد امید به پیروزی ، و شکستن افسانة قدرت شاه و ساواک. 
6.   کشانیدن مردم به صحنة سیاسی کشور ، و حضور توأم با هشیاری مردم در مسائل جاری ، و از بین بردن حالت بی تفاوتی نسبت به مسائل سرنوشت ساز. 
7.   ایجاد وحدت کلمه ، علی رغم عوامل تفرقه و توطئه ها و کارشکنی های دولت. 
دومین پیروزی نهضت 
دولت بدنبال شکست مفتضحانه در جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی ، یکبار دیگر قدرت خود را در مصاف با روحانیت آزمود ؛ و با استفاده از مناسبت 17 دی ، خواست از زنان بی حجاب برای رژة خیابانی و تظاهرات که بطور مستقیم بر علیه اسلام و روحانیت تمام می شد ، بهره برداری نماید. 
حضرت امام که با هشیاری کامل مراقب اوضاع بود ، پس از اطلاع از ماجرا بی درنگ طی پیامی به دولت هشدار داد که در صورت وقوع چنین حادثه ای ، علمای اسلام متقابلاً ، همان روز به مناسبت فاجعة مسجد گوهرشاد ، عزای ملی اعلام نموده و از عموم ملت خواهند خواست که دست به تظاهرات بزنند و نسبت به عاملین آن ابراز تنفر و انزجار نمایند. 
تهدید رهبر نهضت که عقب نشینی رژیم را بدنبال داشت ، یکبار دیگر موج وسیعی از امید به پیروزی و معرفت به رهبر را در دلهای مردم به ستوه آمده بوجود آورد ، و نهضت را به پیروزی جدیدی رساند. 
پیروزی سوم نهضت                     ( جواب سؤال 14 ) 
رهبر نهضت برای خلع سلاح کردن رژیم و جلوگیری از تبلیغات مسموم کننده جرائد که در خدمت دولت بودند ، پس از گفتگو و شور با علما و مراجع قم ، آنان را به اعتراض دسته جمعی در این مورد دعوت نمود ؛ و این درخواست در یک اجتماع بزرگ که در مسجد اعظم قم تشکیل گردید ، طی یک سخنرانی پر شور توسط یکی از خطبای معروف تهران به اطلاع مردم ـ که از اطراف و اکناف برای شرکت در این اجتماع به قم آمده بودند ـ رسید . سخنران تأکید نمود که آقایان علما و مراجع عظام رسماً از من خواسته اند در اینجا به دولت اتمام حجت نمایم که اگر جلو این تبلیغات مسمومی که در مطبوعات بر علیه اسلام و روحانیت می شود گرفته نشود ، و به روحانیت اجازة رد و پاسخگوئی نیز داده نشود ، ناچار مبارزاتی را که یک ماه و خورده ای پیش داشته اند از سر خواهند گرفت ، و حقائق را به گوش عموم رسانیده ، از روی خیانتهائی که به این مملکت شده و می شود ، پرده بر خواهند داشت .1 
این سخنرانی که از طرف علما و مراجع قم و با ارشاد و پیشنهاد حضرت امام خمینی برگزار گردید ، بازتاب گسترده ای در میان مردم و نیز تأثیر فوق العاده ای در دولت وحشتزدة علم داشت ؛ بطوریکه افکار عمومی را یکبار دیگر متوجه مبارزه نمود ؛ و آنها را برای مقابله با بحران جدید به صحنه آورد ؛ و از سوی دیگر رژیم را که در صدد اجرای توطئة جدید بود ، سراسیمه و دچار وحشت نمود ؛ و از اینرو دولت در مقام پیشگیری از بحران تازه ، و به قول خود رفع سوء تفاهم بر آمد ، و معاون نخست وزیر را برای مذاکره با علمای حوزة علمیه راهی قم نمود. 
وی در مذاکراتی که با بعضی از علمای قم به عمل آورد ، از نوشته های بعضی از جرائد که علیه روحانیت مطالبی درج کرده بودند ، اظهار تأسف نمود ؛ و اطمینان داد که دولت ضمن تعقیب این جریان ، در آینده اجازه نخواهد داد که در جرائد علیه روحانیت مطلبی نوشته شود. 
بدین ترتیب یکبار دیگر نهضت امام خمینی در آغاز تولد با کسب پیروزی دیگری نیرومندتر از گذشته آمادة خیزش جدید در مبارزه با رژیم خلع سلاح شده گردید ؛ و این بار نیز رژیم ، خود ، زمینة خیزش و گام بلند را برای نهضت فراهم آورد ؛ و طرح لوایح شش گانه آتش آن را پعله ورتر و دامنه اش را گسترده تر نمود. 
رفراندوم لوایح شش گانه 
رژیم شاه پس از چندین شکست متوالی ، سر انجام دست خود را رو کرد ؛ و آخرین ترفند خویش را که همان طرح آمریکائی انقلاب سفید بود ، برای فریب ملت ، و اسارت کشور ، و بستن راه نفوذ روحانیت ، و در نهایت اسلام زدائی و منزوی کردن مرجعیت شیعه در معرض افکار عمومی 
ــقرار داد ؛ و برای اینکه دست مخالفین را به کلی بسته باشد ، مخالفت با هر کدام از اصول شش گانه1 را به منزلة نفی همة موارد انقلاب به اصطلاح سفید شمرد ؛ و به این طریق خواست هر نوع مخالفت با رفراندوم را به معنی معارضه با اصلاحات قلمداد نماید.   
پوشش فریبندة این دام چنان بود که نه تنها عامةمردم را به کام خود می کشاند ، بلکه بسیاری از سیاستمداران مخالف رژیم ، و روشنفکران و کسانی که داعیة رهبری و پیشتازی در مبارزات ملی داشتند نیز در این دام فرو غلطیدند؛ و با موضعگیری ای که تحت شعار “ اصلاحت آری ، دیکتاتوری نه ” گرفتند ، در حقیقت رژیم و اصلاحاتش را به رسمیت شتاختند. 
حضرت امام خمینی مدظله ، با توجه به نیات شوم و پلیدی که شاه و آمریکا در پشت این طرح بظاهر اصلاحی دارند ، و عمق خطرات ناشی از آن یکبار دیگر قدم در صحنة مبارزه گذارده و با جریان گذاردن علما و مراجع قم ، و توجیه و آگاهی دادن به مردمی که در آستانه یک فریب بزرگ قرار گرفته بودند ، پرچم نهضت را ـ این بار ـ بر افراشته تر و علنی تر از گذشته به دست گرفتند ، و یورش همه جانبه ای را برای شکستن تهاجم جدید رژیم آغاز نمودند. 
طبق خط مشی کلی نهضت که توسط امام رهبری می شد ، نخست در نشستی که علما و مراجع قم داشتند ، حضرت امام سر پوش از این توطئه برداشته و یک به یک مقاصد شاه و آمریکا را از تک تک اصول شش گانه افشا نمودند؛ و در گام دوم از دولت خواسته شد که نماینده ای برای تشریح مقاصد خویش در زمینة اصول نامبرده و انتقال نقطه نظرهای علماء قم به دولت ، به قم اعزام نماید. 
همانطور که پیش بینی می شد ، توضیحات نمایندة دولت نه تنها برای مراجع قم قانع کننده نبود ، 
 اصول شش گانه انقلاب سفید شاه و آمریکا به شرح زیر بود : 
1.   اصلاحات ارضی براساس لایحة اصلاحی قانون اصلاحات ارضی مصوب نوزدهم دیماه1340 ، و ملحقات آن . 
2.   ملی کردن جنگلها در سراسر کشور. 
3.   فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانة اصلاحات ارضی. 
4.   سهیم کردن کارگران در منافع کارگاههای تولیدی و صنعتی . 
5.   اصلاح قانون اتنخابات . 
6.   ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری. 
بلکه بر ابهام آن افزود ، و راه را برای امام در برداشتن یک گام بلند ، با همیاری سایر مراجع قم ، و به صحنه کشانیدن هر چه بیشتر مردم هموار نمود . 
از آنجا که هنوز برخی از علما ، و نیز قشرهائی از مردم به دلیل عدم آگاهی از اوضاع سیاسی و جریانات پشت پرده ، نسبت به سرانجام این مرحله از مبارزه شک و تردیدهایی داشتند ، رهبر نهضت برای اتمام حجت به اینان ، و نیز به منظور اخطار به دربار ، از حضور مرحوم کمالوند ـ که از اساتید سابق قم و اینک عالم متنفذ منطقة لرستان محسوب می شد ، و برای کسب اطلاع از تصمیم مراجع به قم آمده بود ـ استفاده نموده و با جلب نظر آ‎قایان دیگر ، وی را به مذاکره با شاه ، برای انتقال نقطه نظرهای حوزة علمیه قم در زمینة عواقب وخیم مخالفت با مبانی اسلام و خواسته های ملت تشویق نمود. 
ملاقات مرحوم کمالوند با شاه ، و هشدار خیر خواهانة این عالم بزرگ ، تغییری در خط مشی دولت بوجود نیاورد ، جز آنکه برای پیشگیری از اعتراض به رفراندوم که مرحوم کمالوند ـ حتی به اعتراف رژیم در جریان محاکمة دکتر مصدق ـ آن را غیر قانونی نامیده بود ، نام رفراندوم را به تصویب ملی تغییر دادند. 
زمینه برای دومین مرحلة نهضت کاملاً آماده شده بود ؛ و جرقة آن نیز با سخنرانی روشنگرانة امام که بدنبال بازگشت مرحوم کمالوند به قم ایراد گردید ، زده شد ؛ و خیزش بلند نهضت با مبارزة پرتوان و گستردة ضد انقلاب شاه و آمریکا آغاز گردید. 
امام در سخنرانی های خود ،توطئة مشترک شاه و آمریکا را در پوشش انقلاب سفید‌، خطری بزرگ و حساب شده علیه اسلام وملت ایران، و استقلال کشور نامید‌؛ و شکست رژیم در این توطئه را به معنی سقوط رژیم دانست ؛ و بر اساس آن ، هشدار داد که رژیم این بار  عقب نشینی نخواهد کرد؛ و علما و مردم باید خود را برای یک مبارزه سخت و طولانی آماده کنند ؛ و جوانب امر را به دقت بسنجند که در برابر خطرات و مصائبی که ممکن است در آینده با آن مواجه گردند تا چه حد می توانند استقامت نمایند. 
در سخنرانیها و اعلامیه ها و پیام های بعدی رهبر نهضت ، مسائل اساسی آگاهی بخش و هشدار دهنده به تدریج مطرح گردید ؛ و روحانیت و مردم با عمق نهضت و آرمانهای آن آشنا شدند. 
برای اطلاع از این فرایند که در تکامل نهضت تاثیر فراوان داشت ، لازم است با برخی از این مسائل آشنا شویم. 
مسائل اساسی در پیامهای رهبر نهضت 
این مسائل را می توان در عناوین زیر خلاصه کرد : 
1.   در صورتی که رژیم تهدید و تطمیع در کار نباشد ، و ملت بفهمد که چه می کند ، اصلاحات ، مورد تایید جامعه روحانیت اسلام و اکثریت قاطع ملت است. 
2.   رفراندومی که روزی جرم محسوب می شده ، چگونه امروز سرنوشت ساز و قانونی قلمداد شده است ؟ 
3.   این امر باید روشن شود که کدام مقامی صلاحیت دارد رفراندوم اجرا نماید ؟ 
4.   اصولی که برای مردم نامفهوم و ناشناخته است ، چگونه می تواند مورد تصویب قرار گیرد ؟ 
5.   شرط اصلی یک رفراندوم و انتخابات ، آزادی است ، که اکنون وجود ندارد. 
6.   رفراندوم ، تخلفات قانونی مسئولین را لوث خواهد کرد. 
7.   کارگزاران اصلاحات اگر حسن نیت دارند و می خواهند برای ملت کاری انجام دهند ، چرا به برنامه اسلام و کارشناسان اسلامی رجوع نکرده و نمی کنند ؟ 
8.   اصلاحات ارضی به آن ترتیبی که در دستور کار دولت قرار گرفته ، بازرگانی و کشاورزی را یکجا نابود کرده ، و کشاورزان را به روز سیاه خواهد کشانید. 
9.   چنین به نظر می رسد که این رفراندوم اجباری ، مقدمه برای از بین بردن اصول اسلامی است. 
10. همان خطرهایی که علمای اسلام در مورد انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی برای اسلام و قرآن و مملکت احساس می کردند ، و آنها را به مبارزه با این مصوبه کشانید ، در مورد طرح جدید ( انقلاب شاه و آمریکا ) نیز صادق است ؛ با این تفاوت این بار می خواهند همان مقاصد شوم را توسط مردم ساده دل و اغفال شده اجرا نمایند. 

تحریم تصویب ملی

دوم بهمن 1341 ، یعنی چهار روز قبل از تاریخ اعلام شده برای تصویب ملی ، رهبر نهضت ، رفرانودم قلابی شاه را تحریم نمود ؛ و خبر آن در فاصله کوتاهی در سراسر کشور بالاخص در تهران ، شور و هیجان وصف ناپذیری به وجود آورد ؛ و تظاهرات مردمی با شعار “ رفراندوم قلابی مخالف اسلام است ”  و “ ایران ، کشور خفقان است ؛ مرگ بر خفقان ” و “ روحانیت پیروزاست ؛ مرگ بر دشمنان اسلام ” رو به افزایش نهاد ؛ و اجتماع علمای تهران در منزل یکی از روحانیون مبارز در فردای روز تحریم رفراندوم ، مورد هجوم دژخیمان ساواک و مامورین انتظامی قرار گرفت ؛ و اکثر آنان دستگیر شدند. 
روز چهارم بهمن ماه ، اجتماع و تظاهرات دانشجویان دانشگاه توسط عده ای از مزدوران ساواک به خاک و خون کشیده شد ؛ و دولت رسما اعلام نمود که هر نوع مخالفتی را توسط کارگران و کشاورزان !! وفادار به شاه و انقلاب ! سرکوب خواهد کرد ؛ و به دنبال آن چاقوکشان و مزدوران ساواک ، جاوید گویان در خیابانها به راه افتادند تا مخالفین را با کرد و چماق ادب نمایند ؛ ولی این حرکتهای مذبوحانه بیش از پیش مردم را به عمق فاجعه آگاه نمود ؛ و در قم و مشهد و جنوب تهران و برخی دیگر از شهرستانها ، اعتصابات سراسری و تظاهرات عمومی و تعطیل بازار موجب گردید بازتاب اعلامیه تحریم رفراندوم ، گسترده تر و با قدرت هر چه تمام تر اقدامات تمهیدی رژیم را مختل ، و مامورین آن را دچار سرگیجه نماید. شکست مانور و قدرت نمایی ابلحانه رژیم در روز چهارم بهمن ماه که با سخنرانی شاه در میدان آستانه قم انجام گرفت ، و به جای استقبال علما و مردم قم ، با شهر خالی و سرد و ماتم زده مواجه شد ، شاه را به حالتی جنون آمیز وا داشت که در سخنرانی کوتاهش نمودار گردید . 
موضعگیری خصمانه به جای رستاخیز عمومی 
با وجود اینکه مامورین انتظامی و مزدوران ساواک و خیل نیروهای ضد مردمی رژیم در سراسر ایران ماشین عظیم تبلیغاتی ، و موجی از جاوید شاه به راه انداختند ، لکن روز ششم بهمن به جای رستاخیز عمومی ، با موضعگیری خصمانه ملت مواجه گردیده ، و پای صندوقهای آراء جز عده ای از مامورین رژیم دیده نمی شدند ؛ و آن روز شهرها چهره خلوت و مات زده به خود گرفته و خیابانها را تانکها و سربازها و مامورین مسلح انتظامی و وابسته گان رژیم پر کرده بودند. 
دولت به فاصله چند ساعت پس از پایان رفراندوم ، با کمال گستاخی اعلام نمود که اصول پیشنهادی شاه با پنج میلیمون و ششصد هزار رای موافق به تصویب ملت رسید ؛ و کندی نخستین کسی بود که این موفقیت ! را به شاه تبریک گفت. 
فردای روز رفراندوم که مصادف با اولین روز ماه رمضان سال 1382 بود ؛ بنا به پیشنهاد رهبر نهضت ، برنامه های اختصاصی ماه رمضان در مساجد سراسر کشور به عنوان اعتراض تعطیل گردید. 
گرچه این اعتصاب کوبنده و افشا گرانه ، توسط عناصر خائن و ایادی نا آگاه ، پس از چند روز شکسته شد ، ولی همان اعتصاب چند روزه پیوستگی روحانیت و مردم ، و قدرت مقاومت و مبارزة رهبری نهضت ، و آسیب پذیری رژیم را بیش از پیش ثابت کرد. در این میان اعلامیة استدلالی و روشنگرانة مراجع تقلید و آیات عظام حوزة علمیه قم که به نه امضاء در رابطه با افشای توطئه های رژیم منتشر گردید1 ، دولت را به واکنشی دوباره برای التیام بین محافل روحانی و سیاسی افکند؛ و به اصطلاح جرائد ، وادار به عقیده گشائی نمود ؛ و قلم به دست رژیم نیز در این 
باره به قلم فرسائی پرداختند ، که سیاست سخن روز است و مذهب سخن ازلی و ابدی ؛ سیاست ، امروز چیزی می گوید ، فردا چیز دیگر ؛ مذهب فردا و امروز و دیروز یک چیز می گوید. مذهب ، محیط است و سیاست ، محاط است در زمان ! و به این دلائل مذهب امری است جدا از سیاست2!! 
اعلان سرکوب از طرف رژیم 
نطق یاوه گویانة شاه در 23 اسفند ماه 1341 ، در پایگاه وحدتی دزفول ، پرده از چهرة فریبکارانة رژیم برداشت ؛ و شاه خائن رسما با روحانیت و رهبری نهضت اعلام جنگ نمود و مخالفان را به مرگ تهدید کرد. 
اعلام موضع سرکوب از طرف شاه که در حقیقت پاسخ به اعلامیة مستدل آیات و مراجع قم بود ، موجی از بگیر و به بند و اسارت و زندان و شکنجه و تبعید و محدودیتهای غیر قانونی در سراسر کشور بوجو آورد ، و خود موجب اوجگیری بیشتر مبارزه گردید. 
امام با نزدیک شدن عید نوروز 1342 ، طی یک سلسله نامه ها و پیامها خطاب به علمای اعلام و حجج اسلام ، عید نوروز را عزا اعلام نمود ، و جلوس خود و علما را به عنوان تسلیت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار داد ، و تأکید فرمود ، علما با استفاده از این رویه مردم را به مصیبتهای وارده بر اسلام و مسلمین متوجه نمایند ؛ و ضمن اخطار شدید اللحن به دولت ( من به دستگاه جابره اعلام خطر می کنم ) خواستار بر کناری دولت مستبد شد.2    
علمای تهران به پیروزی از خواستة رهبر نهضت ، عید 1342 را عزا اعلام نمودند ؛ و به هنگام خاموشی چراغهای حرم در قم که به علامت تحویل سال انجام گرفت ، اعلامیه ها و تراکتها فضای صحن و حرم را سفید پوش کرد ؛ و نیروهای ساواک نتوانستند در برابر ابتکار عمل آگاهی بخش ، عکس العملی نشان دهند. 

  
بخشی از مقالة اطلاعات ، مورخ 15/12/13411 
. رجوع شود به اطلاعات ، مورخ 6/3/1340 ، تحت عنوان : کندی طرفدار انقلاب دموکراتیک است.  
. همان ، صفحة 302 
  

 

 


Copyright © 2003-2011 - AVINY.COM

/ 0 نظر / 13 بازدید