2012!؟

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 محدثه در تدارک برنامه تولد برادر کوچکش بود از دانشگاه که برمیگشت به مغازه برادر بزرگشان سر زد و ساعت مراسم را اطلاع داد و از او خواست تا کیکی برای شب بخرد و به خانه پدر بیاید .

تقدیر چیز دیگری بود، به خانه که رفت کسی نبود ، چند لکه خون بود و در اتاق سعید بی هوش افتاده بود-پسر بچه ۶ ساله ای که امشب برای تولدش را میخواستند خانواده دور هم جمع شوند- سعی کرد او را به هوش آورد و ماجرا بپرسد . اضطراب سراسر وجودش را گرفته بود و سعید به هوش نمی آمد. میخواست او را به در مانگاه ببرد که زن همسایه از هجوم سربازان اسراییلی گفت که: برادرش نعیم را در حین سنگ اندازی دیده اند و با یافتن خانه انها او را دستگیر کرده و با کتک زدن برادر کوچکش مادر او را نیز برده اند.

محدثه همچین خاطره ای از پدرش داشت که هنوز تلخی آنرا فراموش نکرده بود. به کی و کدام محمکه شکایت کند؟ اتفاقی که هر ساعت و هرجای فلسطین در حال وقوع است!

  کشتن بی دلیل هزاران نفر در سال و اهانت به مقدسات انها و شخصیت انها که :شما انسان نیستید و حق ادعایی غیر از زندگی بردگی در برابر ما  را ندارید...!!!!

 

البته بی دلیل هم نیست، در تلمود و پروتکلهای صهیون به آنها القا شده که خود را نژاد برتر بدانند و مخالفین این اصل دشمن خدا هستند(کدام خدا؟)

اکنون حوادث اخر الزمانی اخرین مهلت آزمایش مومنین است و منتظران واقعی از مدعیان دروغین در حال تفکیک هستند.

خدا کند سقیفه ای نشویم

خدا کند کوفی نشویم

خدا کند از شرمندگان نهروان نشویم

خدا کند رنگ سبز را چون قران بر سر نیزه تزویر نزنیم

خدا کند به او(عج) برسیم که زمان پایان الیگارشی و ثروت سالاری رسیده است

 

 

/ 0 نظر / 11 بازدید